بازگشتِ تو

بازگشتِ تو

بازگشتِ تو

کاش
خدا بودم
بازگشتِ تو
به سوی من بود ..

.

.

.

مـی دانـم …
آخـر یک روز
خسته می شود از نـیـامدنـش …


شـوخی که نـیـست !

مـگـر آدم
چـقـدر مـی تـوانـد نـیـایـد !

-آرش نژادی

.

.

.

من خودم

_ دردم _


برای من که خنجر می کشی

از خجالت آب می گردد

درون چشم تیز خاطرات

.

.

.

ما یک خورشید قراضه آن بالا داریم
که همه چیز را مهربانانه زخمی می کند
دلهایمان را جمع کرده ایم
تا به او قرض بدهیم
که به دل قدیمی خود بچسباند
و همه با هم
بتوانیم با چیزهای کهنه کنار بیاییم
برای دوست داشتن بیشتر
برای زخمی شدن بیشتر

– شهرام شیدایی

.

.

.

روی درِ اتاقم نوشته ام

ورود ممنوع


می ترسم

می ترسم واژه هایم که طوفانی می شوند

خدای شعرهایم را کسی ببیند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها