با عطر تو

با عطر تو

جملات عاشقانه سری دهم

با عطر تو
در یک اتاق
تنها مانده ام
این عذاب را
نمی توانی تصور کنی.
.
.

.

ناگهان، زنگ می‌زند تلفن
ناگهان، وقت رفتنت باشد…

.

.

.

تو مرگِ من بودی
می‌توانستم تنها تو را داشته باشم
زمانی که همه چیز از دستم رفت…

.

.

.

ﻋﺎﻗﺒﺖ، ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﯽ‌‌ﺁﯾﺪ
ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ‌ﺑﺮﺩ…

.

.

.

به انتظار فصلِ تو
تمام فصل ها گذشت…

.

.

.

تو به من نگاه نکن
من درست همان سمتی خواهم بود
که تو نگاه می کنی…

.

.

.

زمین باران را صدا می‌زند،
من تو را…

.

.

.

و رفت… تا لب هیچ…

.

.

.

تمام خنده‌هایم را نذر کرده‌ام
تا تو همان باشی
که صبح یکی از روزهای خدا
عطر دستهایت
دلتنگی‌ام را به باد می‌سپارد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها