جملات عاشقانه سری یازدهم

جملات عاشقانه سری یازدهم

جملات عاشقانه سری یازدهم

بُگذار زمانــه از حِسادت بـترکـد
انگــشتان ِ مـن
چــه بــه انـگشـتان ِ ” تــو ” مـی آیند . . .

.

.

.

به ضیافتی بزرگ خوانده شدم

بر خوان کلمات . . .

همه حرص میخوردند و من عشق ..

.

.

.

یه وقتایی
یه دردایی هست که تمام عمر نمی شه گفت…
فقط
هر از گاهی آن قدر سنگینی می کنه که زمین گیر می شی…

.

.

.

مهربانیم را چنان گریاندند ک بوی “نا” گرفت…
نامهربان شده ام…
.
.
.
بغضهارا گاهی باید قورت داد,,عاشقانه هارا از پنجره تف کرد,,,
ودرهارا به روی همه بست,,,,

گاهی هیچکس ارزش دچارشدن راندارد,,,

.
.
.
بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را به حراج کذاشته ام!
بی انصاف…
جانه نزن!
حسرتهایم به قیمت عمرم تمام شده…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها