در آغوش کشیدن

در آغوش کشیدن

5678908765

در آغوش کشیدن
به هنگام وداعدور شدن لمس تن
از تن دیگر

اگر عشقی در میان باشد
گسستگی
پر رنگ تر خواهد بود

.

.

.

انکارِ عشق را
چنین که به سرسختی پا سفت کرده‌ای
دشنه‌یی مگر به آستین‌ اندر نهان کرده باشی!

که عاشق
اعتراف را چنان به فریاد آمد
که وجودش همه
بانگی شد…

.

.

.

یکی بود که بود
که بی دلیل بود
بی هوا دوستت داشت

که نگاهش بعد از خدا
تنها تو را می دید …
در یــــادت بماند !
با خنده هایت گل از گلش می شگفت
با بغض هایت گریه می کرد
که هر روز با دعای خیر راهی ات می کرد
هر شب خستگی هایت را شانه بود
در یـــادت بماند !
تو یک “من” داشتی
که همه جوره به پایِ دوست داشتنت می نشست
که می رنجید اما عاشق تر میشد
که خسته می شود اما کم نمی آورد
تمامی ِ اینها را هم نخواستی به یادت بیاوری
تنها این را بدان
و به یادت بسپار
توبرایِ من دنیایی بود

.

.

.


که با تو
هراسی نداشت از ماندن
اما تو …
تنها مسافری بودی، آمده بودی تا نفسی تازه کنی
مرد راه عشق نبودی …
اصلا تو _ تو ماندنی نبـــودی … !

.

.

.

می دانی ؟
وقتی قبل از برگشتن فعل رفتنی در کار باشد
محبت خراب می شود
محبت ویران می شود
محبت هیچ می شود
باور کن …
یا برو، یا بمان

اما اگر رفتی
هیچ وقت برنگرد
هیچ وقت …

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها