دوست داشتنت عجیب وقتم را گرفته

دوست داشتنت عجیب وقتم را گرفته

دوست داشتنت عجیب وقتم را گرفته

زندگی را تقسیم می کنیم …
شیر و میوه را تو بِخَر
درد و بلایت را من ،

گردگیری خانه با تو باشد مثل همیشه
من خودم از پس تمام غصه هایت برمیایم
تو بپوش
بخند
و خوب بخواب
من کارهای عقب افتاده ی زیادی دارم
باید بار بیشتری از زندگی را
به دوش بگیری
” دوست داشتنت “
عجیب وقتم را گرفته است …
.
.
.

تمام بلوزم را می شکافم
که بادبادکم تا شهر تو برسد..


– احسان پرسا

.

.

.

با وسواس عجیبی
تو را در من پیش می برم
حتی در دوست داشتن های دیگر
تو در همان جایگاه پیشین ات ایستاده ای

رفتن ات هم مرا تنها نمی گذارد
در تن های غریبه حتی
تو را در من با وسواس پیش می برم
انگار که رد پای بودن ات را
در تمام اتفاقات
درون عشقی ناشناخته دنبال می کنم

– مورات حان مونگان

.

.

.

چشم هایت سیاسی بود

رفتارت اجتماعی


و

روابطت اقتصادی

من با تو به تناقضاتی فرهنگی رسیدم

.

.

.

آدمیزاد یکه و تنها و بی پشت و پناه است و در سرزمین ناسازگار گمنامی زیست می‌کند که زاد و بوم او نیست، با هیچ کس نمی‌تواند پیوند و وابستگی داشته باشد. خودش هم می‌داند…

-صادق هدایت

.

.

.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها