دیگه اسمشو نیار

دیگه اسمشو نیار

دیگه اسمشو نیار

– من باهاش تموم کردم، دیگه اسمشو نیار!
– تو هنوز باهاش تموم نکردی
– چرا، الان نُه روزه که باهاش تموم کردم
– تا وقتی بدونی چند روزه باهاش تموم کردی، یعنی تموم نکردی!

.

.

.

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ !
ﺯﻝ ﺯﻝ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻦﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻠﯽ
!ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦِ “ﻣﻦ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ “ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻣﺶ ﻧﮑﻦ

ﺟﯿﻎ ﺑﺰﻥ!! …
ﻣﺤﮑﻢ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺑﮕﯿﺮ…
ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﺶ ﮐﻦ..
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦِ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺑﻪ ﺷﻮﻕ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﮐﻪ…
.. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﮕﻮﯾﺪﺟﻮﺭِ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﮕﻮﯾﺪ
ﯾﺎ ﺍﺻﻼ ﻧﮕﻮﯾﺪ..!!
ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩﺑﺒﺮﺩ ﺗﻤﺎﻡِ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﺖ ﺩﻫﺪ…!!!

.

.

.

اینکه چند سالت است …
سن نیست ؛


چند سال را احساس می‌کنی ؟

این سن توست .

.

.

.

از همان آغاز
راه ما کمی از هم جدا بود
تو مثل یک شاعر
عاشق بودی
و من مثل یک عاشق
شعر می سرودم

هر دو گم شدیم
من در پایان یک رویا
تو در یک شعر بی پایان

.

.

.

تو ماه را
بیشتر از همه دوست می‌داشتی
و حالا

ماه هر شب
تو را به یاد من می‌آورد
می‌خواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجره‌ها پاک نمی‌شود …

.

.

.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها