رودها در جاری شدن

رودها در جاری شدن

جملات عاشقانه سری یازدهم
رودها در جاری شدن
و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می کنند
کوه ها با قله ها
و دریاها با موجها زندگی پیدا می کنند
وانسان ها
همه ی انسان ها
با عشق، فقط با عشق
پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که می دانم ناتوانم رحم کن
باشد که خانه ای نداشته باشم
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
اما نباشد، هرگز نباشد
که در قلبم عشق نباشد، هرگز نباشد
.
.
.

نمی‌میرد دلی کز عشق می‌گوید
و دستانی که در قلبی، نهال مهر می‌کارد
.
.
.
کاش می‌دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می‌تابانی.
.
.
.
تو درد دهی بهتر از آن است تا دیگـــــــــری “درمان” دهد.
.
.
.
گاهی تو،
گاهی یاد تو،
گاهی هم غم تو،
آخر این “تو”
کار مرا تمام میکند !
.
.
.
بگو ازمن تا رقص گیسوان تو
تا مستی چشمان تو
چند مزرعه جاریست
چند پیک غزل باقیست
من که به تعداد گندمزار گیسوان تو
به تعداد جام های چشمان تو
شب را نوشیده ام
روز را پیموده ام
ولی هنوز
ولی هنوز , لحظه ای در آغوش تو نیاسوده ام
شاید من در چشمان تو گم شده ام
و تو پلک بر هم نهاده ای
که من سالهاست
سالهاست
آغوش ترا می جویم و نمی یابم
آری من در تو گم شده ام .

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها