سفر نوعی مرگ است

سفر نوعی مرگ است

خوب است که مردگان بعد از مرگ به جهان بر نمی گردند ، زیرا حتی اگر بر می گشتند هم ، نه جهان دیگر آنها را می خواست و نه آنها جهان را.
حتی اگر یک روز هم مرده باشی ، زندگی از یادت خواهد رفت . از مرگ که برگردی با عالم و آدم غریبه ای. نه تو دیگران را می شناسی و نه دیگران ، دیگر تو را.

سفر نوعی مرگ است.

.

.


هر سفر نوعی مرگ است ، گسستن و کندن.
و آن هنگام که بر می گردی ، آن هنگام که ناگزیری دوباره گره بزنی ، دوباره متصل کنی ، دوباره بهم بچسپانی ، دوباره برقرار کنی ، هزار اتفاق پاره و هزار ماجرای گسسته را ، گویی که درد زادنی هزار باره را می آزمایی.
زیرا که سفر ، طعم بی تعلقی مرگ و یله گی نبودن را به تو چشانیده است.
و حضَر، بندِ بودن است و حصرِ زیستن.
از سفر بازگشته ام اما بر لبه دیواری نشسته ام از برزخ. میان سفر و حضَر نیز جایی ست ، جایی میانه بودن و نبودن ، جایی که نه مرگ است و نه زندگی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها