شب های سیاه

شب های سیاه

شب های سیاه

کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شب های سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم

نه تنها از تو نالم کز خدا هم

-فریدون مشیری

.

.

.

آموخته ام که مردم
حرف های شما را فراموش می کنند
کارهای شما را فراموش می کنند
ولی احساسی را که در آنها ایجاد کرده اید
هیچ وقت فراموش نمی کنند

– مایا آنجلو

.

.

.

ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﯾﻪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮﻭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﻫست ، ﮐﻪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻫﺮ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺸﻨوه
ﻧﺎﺧﻮﺩﺍﮔﺎﻩ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺳﻤﺖ…


ﯾﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺫﻭﻕ ،

ﯾﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺣﺴﺮﺕ ،

و یا از روی نفرت …!

-هاروکی موراکامی

.

.

.

مردی را می شناسم

هر شب روزها را می شمارد


سه شنبه ها در کافه انتظار

میز تنهایی را رزرو کرده

دو چای و یک کیک سفارش می دهد

بخار هر دو را اکسیژن هوا می نوشد

و کیک را پسرک نظافتچی کیف می کند

پنجشنبه ها انگشت بر سر می گذارد

و جای خالی ات را فاتحه می خواند

جمعه ها کسی او را نمی بیند

.

.

.

من از عطرِ آهسته‌ی هوا می‌فهمم
تو باید تازه‌گی‌ها
از اینجا گذشته باشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها