عاشق شده بود

عاشق شده بود

عاشق شده بود

دیدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زیر باران پوسید
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود

.

.

.

چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست،
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست…

.

.

.

– من باهاش تموم کردم، دیگه اسمشو نیار!
– تو هنوز باهاش تموم نکردی
– چرا، الان نُه روزه که باهاش تموم کردم
– تا وقتی بدونی چند روزه باهاش تموم کردی، یعنی تموم نکردی!

.

.

.

زندگى
چه بسا
آسان تر می بود
اگر تو را
ندیده بودم

فقط این که در آن صورت
دیگر زندگى من نبود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها