هیچ چیز نداشته باشم

هیچ چیز نداشته باشم

هیچ چیز نداشته باشم

هیچ چیز نداشته باشم
جز یک جفت کفش
یک دست لباس
عینک آفتابی
چند جلد کتاب
نقشه ی جغرافیا
کوله پشتی‌
عکسِ کودکم ، برای موقع خواب
.

.

.


هیچ چیز نداشته باشم جز فکر رفتن
پایِ رفتن
نایِ رفتن

هیچ چیز نداشته باشم
جز لحظه ای
تنها یک لحظه
که بالای صخره‌ای بلند
رو به آسمان
رو به دریا
رو به خدا بایستم
و فریاد بزنم
های آبیِ آسمان
های وسعتِ دریا
هایِ حضورِ همیشگی‌ِ قلب‌های خسته
های خورشید
های روشنایی
های روز‌های پر رویا
پس سهمِ من کو؟؟؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها