کاش برگ بودم

کاش برگ بودم

تصاویر عاشقانه سری چهارمای کاش برگ بودم

که وقتی پاییز می شد


به زمین می ریختم

با شوق لِه شدن

زیر قدم های تو

.

.

.

گاهى آدم یکى را دوست دارد
که هیچ تشابهی با او ندارد

.

.

.

زن ها
همه چیزشان را پنهان می کنند
تنهایی را
دلتنگی را
گریه ها را
دوست داشتن را

زن ها
هنگام شکستن صدایشان در نمی آید
درد که دارند به خود نمی پیچند
نهایتا تسکین درد یک زن
گریه های یواشکی ست

.

.

.

فکرش را هم نمی کردم
روزی برسد که
اسم این گوشه از کهکشان 

که ما را به آن تبعید کرده اند
خانه بگذارم

رفتن را
همین پلِ شکسته 
یاد تو داده است

راستی
قرار بود مرا ببری 
روی لبه ی جهان
از آنجا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین ها